دنیای بورس: ایران سالهاست که درگیر تورم مزمن است و این تورم هر سال هم بدتر از سال قبل می شود. در این شرایط بازار سرمایه مانند بازارهای دیگر سعی میکند خود را با شرایط تورمی وفق دهد. مهدی دلبری کارشناس بازار سرمایه در گفت و گو با ما به بررسی رفتار بورس در فضای تورمی پرداخت.
مهدی دلبری گفت: به طور کلی دو نوع تورم داریم، اول تورم حقیقی که ناشی از رشد تقاضا و افزایش قیمت طبیعی است که در مقبت ارزیابی می شود و نوع دیگر تورم پولی است که اثرات وخیمی روی اقتصاد و بازار سرمایه دارد. به لحاظ تاریخی در سالهایی که ایران تورم شدید داشته بورس نتوانسته به رشد واقعی خود برسد. در شرایط تورمی بنگاه ها تا جایی می توانند خود را با شرایط وفق دهند اما با افزایش شدی تورم دیگر نمی توانند هم پای آن قیمت ها را افزایش دهند.
او افزود: اقتصاد ایران سالهاست با تورمهای بالا و مزمن مواجه است؛ تورمهایی که بعضاً به بالای ۴۰ تا ۵۰ درصد رسیدهاند. با این حال، تجربه تاریخی نشان میدهد بازار سرمایه نتوانسته بازدهی واقعی متناسب با این تورمها ایجاد کند و در بسیاری از سالها حتی بازدهی دلاری منفی ثبت شده است.
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: بر اساس دادههای مطرحشده، سود دلاری بنگاههای تولیدی از حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیارد دلار در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ به حدود ۷ تا ۸ میلیارد دلار کاهش یافته است؛ به بیان دیگر، سود دلاری تولید تقریباً نصف شده است. همچنین در برخی مقاطع، بازار سهام افتهای دلاری تا ۴۵ درصد را تجربه کرده که از رکوردهای منفی دو دهه اخیر محسوب میشود.
دلبری تاکید کرد: در شرایط تورمی، افزایش فروش شرکتها لزوماً به معنای بهبود واقعی عملکرد نیست. باید بررسی شود که رشد فروش ناشی از افزایش مقدار تولید بوده یا صرفاً نتیجه افزایش قیمتها. همچنین توجه به حاشیه سود و کیفیت سودآوری اهمیت بیشتری نسبت به رشد اسمی درآمد دارد.
به گفته این کارشناس، در سالهای اخیر رشد هزینههایی مانند مالیات، بهره و دستمزد از رشد فروش پیشی گرفته و همین موضوع موجب کاهش حاشیه سود خالص بسیاری از شرکتها شده است.
دلبری تأکید کرد: استفاده از نسبتهایی مانند P/E و P/S در شرایط تورمی نیازمند تعدیل است. از آنجا که صورتهای مالی بر مبنای بهای تاریخی تنظیم میشوند، استهلاک داراییها کمتر از واقع برآورد میشود و سود خالص ممکن است بیشبرآوردی داشته باشد. بنابراین نسبتهای مالی میتوانند گمراهکننده باشند.
او پیشنهاد کرد تحلیلگران متغیر رشد (G) و نرخ تورم را در ارزیابیها لحاظ کرده و صورتهای مالی را به شکل دلاری تحلیل کنند، زیرا اقتصاد ایران عملاً دلاریزه شده است. وقتی صورتهای دلاری را به صورت دلاری تحلیل می کنیم میبینم که شرکتها آب رفتهاند، در 4 سال سود دلاری یک بنگاه و یا ارزش دلاری بازار نصف شده است.
این کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: بازار ما دلاریزه شده است و همین امسال صنایعی که توانستند افزایش قیمت را متناسب با رشد دلار به پایین زنجیره منتقل کنند، بازدهی دلاری داشتند مانند صنعت سیمان.
دلبری در پاسخ به این سوال که کدام صنایع بیشترین تاثیر منفی را از فضای تورمی می گیرند، گفت: صنایع صادرات محور منفعت میبرند، صنایع واردات محور و صنایعی که وام ارزی دارند تحت فشار قرار میگیرند. پتروشیمیها، فولادیها، کانی فلزی و.. صادرات محور هستند و از این وضعیت سود میبرند. صنایعی که نگاه دولت به آنها در بحث قیمت گذاری سنگین است، مثل صنعت لاستیک، صنایع غذایی، خودرو و دارو در شرایط تورمی تحت شعاع قرار می گیرند. شرکتهایی که تراز تجاری مثبت دارند مثل بانکها در شرایط تورمی با استقبال روبه رو میشوند. در برخی دورهها، نگهداری مستقیم کالاهایی مانند شمش فولاد یا کاتد مس حتی بازدهی بیشتری نسبت به سهام شرکتهای تولیدکننده داشته است.
او افزود: در اقتصاد تورمی ایران، بازار سرمایه به طور کلی از تورم عقب مانده و تنها برخی صنایع خاص توانستهاند تا حدی از افزایش نرخ ارز و تورم منتفع شوند. در چنین شرایطی، بسیاری از سرمایه گذاران پرتفوی خود را دلاری می چینند، به این ترتیب طراحی پورتفوی نیازمند تحلیل دلاری، توجه به کیفیت سود و درک دقیق از سیاستهای ارزی و مقرراتی است.
این کارشناس تاکید کرد: در شرایط تورمی بازار سرمایه کلا بازنده است. البته صنایع برنده هم وجود دارند مانند صنعت سیمان و صنعت اوره اما در کلان بازار بورس در وضعیت تورمی، بازنده بوده است. همین امسال شاخص از روند تورم جامانده است و بازده دلاری بورس حدود ۱۵ درصد منفی بوده است.
در شرایط تورمی پورتفوی خود را چگونه بچینیم؟
یک کارشناس بازار سرمایه معتقد است در شرایط کنونی اقتصاد ایران افق سرمایه گذاری کوتاه شده است و فعالان بازار باید پرتفوی خود را کوتاه مدت بچینند.