به گزارش دنیای بورس به نقل از دنیای اقتصاد، بار دیگر قرمزها تالار شیشهای را درنوردیدند. بازار سهام در سومین روز معاملاتی هفته چهرهای کاملا نزولی به خود گرفت و بار دیگر فشار فروش در اغلب نمادها محسوس بود. اگرچه طی روزهای گذشته انتشار اخبار مربوط به مذاکرات بینالمللی توانسته بود تا حدی فضای بورس تهران را متعادل نگه دارد، اما به نظر میرسد معاملهگران در مقطع فعلی رویکردی محتاطانهتر و محافظهکارانهتر را در دستور کار قرار دادهاند. در پایان دادوستدهای دیروز، شاخص کل با افت بیش از 2.5 درصدی تا سطح 4میلیون و 68 هزار واحد عقبنشینی کرد. شاخص هموزن نیز کاهش نزدیک به 2 درصدی را تجربه کرد که نشاندهنده فشار فروش گسترده در سهمهای کوچک و متوسط بازار بود.
در تابلوی معاملات، بیش از 88 درصد نمادها در محدوده منفی قرار گرفتند و بخش چشمگیری از سهمها در صف فروش قفل شدند. گروههای بزرگ و شاخصساز بیشترین تاثیر منفی را بر شاخص کل داشتند و تنها تعداد محدودی از نمادهای بنیادی توانستند از روند نزولی بازار در امان بمانند. این روند نشان میدهد که هیجانات کوتاهمدت و نگرانیهای سیاسی، حتی در شرایطی که اخبار مثبت مذاکرات منتشر میشود، همچنان نقش مهمی در رفتار معاملهگران ایفا میکند.
با وجود اینکه محدوده 4میلیون واحد همچنان میتواند بهعنوان یک مرز حمایتی برای شاخص کل عمل کند، سنگینی ریسکهای سیاسی و اقتصادی، احتمال ورود بازار به فاز دوم اصلاح قیمتی را افزایش داده است. تحلیلگران بر این باورند که در صورت ادامه فشار فروش، شاخص کل ممکن است مرز حمایتی مزبور را بشکند و وارد کانال پایینتر شود. در این شرایط، معاملهگران محتاط معمولا کاهش حجم معاملات و تمرکز بر سهمهای بنیادی را در دستور کار قرار میدهند. آیا این روند نزولی میتواند ادامه پیدا کند یا بهزودی شاهد بازگشت نسبی بازار خواهیم بود؟
در بورس دوشنبه چه گذشت؟
بورس تهران معاملات روز گذشته را در شرایطی آغاز کرد که فشار فروش از همان دقایق ابتدایی خودنمایی میکرد و در نهایت شاخص کل با افت بیش از 2.5 درصدی مرز 4.1میلیون واحدی را از دست داد. این نماگر که تنها 2 روز توانسته بود حضور خود را در کانال 4.1میلیون واحدی تثبیت کند، بار دیگر به سطوح پایینتر عقب نشست و نشان داد ماندگاری در این محدوده نیازمند پشتوانهای فراتر از نوسانات مقطعی است. هیجان مثبت روز شنبه نیز نتوانست تداوم یابد و بازار سهام با چرخشی سریع، مسیر نزولی را در پیش گرفت؛ تغییری که بیش از آنکه ناشی از عوامل تکنیکال باشد، ریشه در فضای انتظاری و احتیاط معاملهگران دارد.
به نظر میرسد بورس تهران همچنان در وضعیت انتظار برای دریافت یک سیگنال قطعی از روند مذاکرات تهران و واشنگتن قرار گرفته است. حتی انتشار خبر سفر یک مقام ارشد ایرانی به عمان و گمانهزنیها درباره برگزاری دور دوم مذاکرات هستهای نیز نتوانست از شدت عطش فروش در بازار بکاهد. این واکنش سرد نشان میدهد فعالان بازار دیگر به اخبار غیرقطعی وزن چندانی نمیدهند و ترجیح میدهند تا حصول یک نتیجه ملموس، ریسکگریز باقی بمانند. در چنین فضایی، هر خبر مبهم یا دوپهلو میتواند بهجای ایجاد امید، صرفا بر تردیدها بیفزاید.
در کنار متغیرهای سیاسی، شاخصهای اقتصادی نیز به عاملی مکمل برای تضعیف تقاضا در بورس تبدیل شدهاند. عبور قیمت دلار از مرز 160 هزار تومان در بازار غیررسمی، فاصله نرخ آزاد و توافقی را افزایش داده و این شکاف، ابهام در برآورد سودآوری شرکتها را بیشتر کرده است. از سوی دیگر، رشد نرخ بازدهی سالانه اوراق دولتی یا اخزا به سطوح بالای 39 درصد، جذابیت بازار بدهی را در مقایسه با سهام افزایش داده و میتواند نسبت P/E فعلی بازار را که در حوالی 7.5 واحد قرار دارد، تحت فشار قرار دهد. برآیند این عوامل نشان میدهد بازار سهام نهتنها با چالش روانی ناشی از اخبار سیاسی مواجه است، بلکه از منظر متغیرهای مالی نیز در حال تجربه دورهای از رقابت شدید میان بازارهاست؛ دورهای که میتواند جریان نقدینگی را بیش از پیش محتاط و گزینشی کند.
در معاملات روز گذشته بورس تهران، قفل محکم صف فروش در بیش از ۵۰۰ نماد سبب شد ارزش معاملات خرد بازار سهام حتی به ۷ همت نیز نرسد؛ رقمی که بهعنوان کمترین سطح ارزش معاملات در هشت روز اخیر ثبت شد و از افت محسوس جریان نقدینگی در بازار حکایت دارد. کاهش ارزش معاملات نهتنها نشانه کمرنگ شدن انگیزه خرید است، بلکه بیانگر تردید معاملهگران نسبت به چشمانداز کوتاهمدت بازار نیز محسوب میشود. در سوی دیگر، خروج 2.3همتی پول توسط حقیقیها با وجود سد محکم دادوستدها، نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاران ترجیح دادهاند حتی با پذیرش زیان یا فروش در قیمتهای پایینتر، نقد بودن را به ماندن در صفهای طولانی ترجیح دهند. این ترکیب از ارزش معاملات پایین، قفل شدن نمادها و خروج پول حقیقی تصویری از بازاری ارائه میدهد که بیش از افت قیمت، از کمبود نقدینگی و ضعف گردش پول رنج میبرد؛ عاملی که در صورت تداوم میتواند نوسانات را فرسایشیتر و بازگشت اعتماد را زمانبرتر کند.
یکی از ریسکهایی که اهالی بورس همواره در تصمیمگیریهای معاملاتی خود لحاظ میکنند، ریسک نقدشوندگی است؛ ریسکی که در ظاهر شاید کمتر از نوسان قیمت دیده شود، اما در عمل میتواند هزینهای سنگینتر به سرمایهگذار تحمیل کند. زمانی که امکان تبدیل سریع دارایی به نقد بدون افت محسوس قیمت وجود نداشته باشد، حتی سهمهای بنیادی نیز برای سهامدار به داراییهایی کمتحرک و پرریسک تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، بازار نه صرفا با افت شاخص، بلکه با کاهش کیفیت معاملات مواجه میشود؛ موضوعی که اثر آن بر اعتماد سرمایهگذاران بهمراتب عمیقتر از یک اصلاح قیمتی مقطعی است.
صفهای خرید و فروش هیجانی در معاملات این هفته، بیش از آنکه نشاندهنده تغییر بنیادین در ارزش شرکتها باشد، سیگنالی از غلبه رفتارهای تودهوار و کاهش عمق بازار است. زمانی که تعداد زیادی از نمادها در یک سوی تابلو قفل میشوند، مکانیسم کشف قیمت دچار اختلال شده و بازار از حالت تعادلی خارج میشود. این وضعیت بهویژه در صفهای فروش سنگین، باعث میشود سرمایهگذاران احساس گیر افتادن در دارایی را تجربه کنند؛ احساسی که خود به تشدید فشار عرضه در روزهای بعد دامن میزند و یک چرخه معیوب از بیاعتمادی و شتاب در خروج را شکل میدهد.
شاخص کل کانال ۴.۱ میلیون واحد را از دست داد؛
بازگشت ریسک سیاسی به بازارها
شاخص کل بورس تهران در معاملات روز گذشته با افت بیش از ۲.۵ درصدی، کانال ۴.۱ میلیون واحد را از دست داد؛ افتی که همزمان با تشدید نااطمینانیهای سیاسی و افزایش تقاضا برای داراییهای امن، فضای بازار سهام را بار دیگر منفی کرد.