هوش مصنوعی چگونه بازار بدهی جهان را دگرگون کرد؟

در حالی که بسیاری از تحلیلگران افزایش بازدهی اوراق قرضه را به نگرانی‌های تورمی و رشد قیمت انرژی نسبت می‌دهند، برخی اقتصاددانان معتقدند موج سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، کسری‌های بودجه دولت‌ها و افزایش تقاضا برای سرمایه، اقتصاد جهانی را وارد دوره‌ای تازه از نرخ‌های بهره بالاتر کرده است.

به گزارش دنیای بورس به نقل از اکوایران، بازارهای اوراق قرضه در ماه‌های اخیر تحت فشار قرار گرفته‌اند. بازدهی اوراق دولتی آمریکا، بریتانیا و بسیاری از اقتصادهای توسعه‌یافته افزایش یافته و این پرسش را به وجود آورده که آیا جهان وارد یک رژیم جدید از نرخ‌های بهره بالا شده است یا خیر.
گیتا گوپینات، اقتصاددان دانشگاه هاروارد و معاون اول پیشین مدیرعامل صندوق بین‌المللی پول، معتقد است پاسخ این پرسش تا حد زیادی مثبت است. به باور او، ترکیبی از «افزایش تورم»، «کسری‌های بودجه مزمن» و «موج سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی» باعث شده اقتصاد جهانی از شرایط پیش از کرونا فاصله بگیرد؛ دورانی که نرخ‌های بهره برای مدت طولانی در سطوح بسیار پایین قرار داشتند.
گوپینات در گفت‌وگویی با پادکست Odd Lots بلومبرگ توضیح می‌دهد که یکی از مهم‌ترین تغییرات سال‌های اخیر، افزایش نرخ بهره تعادلی یا همان «R-star» است؛ نرخی که اقتصاد می‌تواند در آن بدون ایجاد فشار تورمی پایدار رشد کند. این نرخ که پیش از همه‌گیری در حدود نیم درصد برآورد می‌شد، اکنون به حدود یک درصد رسیده و حتی ممکن است تحت تأثیر سرمایه‌گذاری‌های عظیم هوش مصنوعی بیش از این نیز افزایش یابد.
هوش مصنوعی؛ رقیب جدید دولت‌ها برای جذب سرمایه
به اعتقاد گوپینات، برخلاف دهه گذشته که مشکل اصلی اقتصاد جهانی کمبود سرمایه‌گذاری بود، اکنون شرکت‌های فناوری و پروژه‌های مرتبط با هوش مصنوعی به بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان سرمایه تبدیل شده‌اند. ساخت مراکز داده، توسعه تراشه‌ها و زیرساخت‌های پردازشی نیازمند صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری است و همین موضوع تقاضا برای منابع مالی را افزایش داده است.
او معتقد است سرمایه‌گذاران نیز تمایل بیشتری به حضور در این موج دارند. بسیاری از فعالان بازار انتظار دارند هوش مصنوعی در سال‌های آینده رشد بهره‌وری و سودآوری شرکت‌ها را افزایش دهد و به همین دلیل بخشی از سرمایه‌هایی که پیش‌تر به سمت اوراق دولتی می‌رفت، اکنون جذب سهام و اوراق بدهی شرکت‌های فناوری می‌شود.
از نگاه گوپینات، این روند به معنای شکل‌گیری نوعی «رقابت برای سرمایه» میان دولت‌ها و بخش خصوصی است؛ رقابتی که می‌تواند به افزایش نرخ‌های واقعی بهره در اقتصاد منجر شود.
کسری بودجه؛ عامل نگران‌کننده‌تر
با وجود خوش‌بینی بازارها به آینده هوش مصنوعی، گوپینات هشدار می‌دهد که عامل مهم دیگری نیز در افزایش بازدهی اوراق نقش دارد: کسری‌های بودجه بزرگ دولت‌ها.
به گفته او، دولت آمریکا در سال‌های آینده نیز با کسری‌های مالی قابل توجهی روبه‌رو خواهد بود؛ موضوعی که عرضه اوراق بدهی را افزایش می‌دهد و فشار صعودی بر نرخ‌های بهره وارد می‌کند. تفاوت مهم این عامل با سرمایه‌گذاری‌های هوش مصنوعی آن است که افزایش بدهی دولت‌ها لزوماً به رشد اقتصادی بیشتر منجر نمی‌شود و در نتیجه اثر مثبت مشابهی بر بهره‌وری ندارد.
جهان بدون «مازاد پس‌انداز»
یکی دیگر از نکات قابل توجه در تحلیل گوپینات، پایان دوره‌ای است که اقتصاددانان از آن با عنوان «مازاد جهانی پس‌انداز» یاد می‌کردند؛ دوره‌ای که وفور سرمایه باعث کاهش مداوم نرخ‌های بهره شده بود.
او معتقد است افزایش نرخ‌های واقعی بهره خود بهترین شاهد برای پایان آن دوران است. به گفته گوپینات، اقتصاد جهانی دیگر با کمبود فرصت‌های سرمایه‌گذاری مواجه نیست، بلکه اکنون با تقاضای گسترده برای سرمایه در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، انرژی، دفاع و زیرساخت‌های راهبردی روبه‌رو است.
ژئوپلیتیک و بازگشت سرمایه‌گذاری‌های راهبردی
گوپینات همچنین به نقش تحولات ژئوپلیتیکی در افزایش تقاضای سرمایه اشاره می‌کند. از امنیت انرژی و توسعه صنایع دفاعی گرفته تا تولید نیمه‌رساناها و مواد معدنی حیاتی، بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند وابستگی خود به زنجیره‌های تأمین جهانی را کاهش دهند. این روند به معنای سرمایه‌گذاری‌های بیشتر و در نتیجه نیاز بالاتر به منابع مالی است.
به باور او، کاهش اعتماد میان کشورها باعث شده دولت‌ها و شرکت‌ها به جای تکیه بر کارآمدترین تأمین‌کنندگان جهانی، به دنبال ایجاد ظرفیت‌های داخلی باشند؛ تغییری که اگرچه می‌تواند امنیت اقتصادی را افزایش دهد، اما هزینه‌های سرمایه‌گذاری را نیز بالا می‌برد.
آیا هوش مصنوعی در نهایت تورم را کاهش می‌دهد؟
گوپینات احتمال می‌دهد که در بلندمدت هوش مصنوعی بتواند بهره‌وری اقتصاد را به شکل چشمگیری افزایش دهد و حتی به کاهش فشارهای تورمی کمک کند. با این حال تأکید می‌کند که هنوز شواهد کافی برای چنین سناریویی وجود ندارد و مشخص نیست که رشد بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی تا چه اندازه و با چه سرعتی محقق خواهد شد.
در نتیجه، آنچه امروز بازارهای مالی با آن روبه‌رو هستند نه صرفا یک شوک موقتی ناشی از تورم یا قیمت نفت، بلکه تغییری ساختاری در اقتصاد جهانی است؛ تغییری که می‌تواند نرخ‌های بهره را برای سال‌های آینده در سطوحی بالاتر از آنچه سرمایه‌گذاران در دهه گذشته به آن عادت کرده بودند، نگه دارد.

Submitted by maralronasi on