آیا رفت و برگشت پول در کمین تالار شیشه‌ای است؟

دو روایت از صعود بورس

بورس تهران روز گذشته برای چهارمین روز متوالی سبزپوش ماند و با جهش بیش از ۲درصدی شاخص کل، وارد کانال ۳ میلیون و ۹۰۰ هزار واحد شد. همزمان ورود پرقدرت پول حقیقی و تثبیت ارزش معاملات خرد در سطوح بالا، این پرسش را پررنگ‌تر کرده است که صعود اخیر بازار سهام بیش از آنکه ناشی از بهبود متغیرهای بنیادی باشد، تحت تاثیر سیگنال‌های سیاسی و جبران جاماندگی بورس از بازارهای موازی شکل گرفته است.

به گزارش دنیای بورس به نقل از دنیای اقتصاد، بورس تهران روز گذشته نیز به مسیر صعودی خود ادامه داد و شاخص‌های سهامی برای چهارمین روز متوالی سبز ماندند. جریان پرقدرت ورود پول حقیقی‌ها و افزایش تقاضا در اغلب گروه‌ها، فضای معاملات را همچنان داغ نگه داشته است و بسیاری از نمادها در محدوده‌های مثبت معامله شدند. بازار سهام در معاملات روز یکشنبه نیز به حرکت پرقدرت خود ادامه داد و نماگر اصلی بورس تهران با جهشی بیش از ۲درصد، به راحتی وارد کانال ۳‌میلیون و ۹۰۰هزار واحد شد. همزمان شاخص هموزن نیز با رشد بیش از ۳درصد تا محدوده یک‌میلیون و ۳۲هزار واحد پیشروی کرد. این اتفاق نشان می‌دهد، موج تقاضا تنها محدود به نمادهای بزرگ نبوده و بخش عمده بازار را دربرگرفته است. از سویی ارزش معاملات خرد سهام نیز برای دومین روز متوالی در محدوده ۱۰هزار‌میلیارد تومان تثبیت شد. در جریان معاملات روز گذشته، بیش از ۵هزار و ۴۰۰‌میلیارد تومان پول حقیقی‌ها وارد سهام، حق‌تقدم و صندوق‌های سهامی شد. مجموع ورود پول در چهار روز معاملاتی اخیر به بیش از ۱۵همت رسیده است. تداوم رشد بازار سهام پس از بازگشایی، حالا این پرسش را میان فعالان بازار پررنگ کرده است که موتور اصلی این صعود چیست؛ آیا بورس تحت‌تاثیر سیگنال‌های سیاسی و کاهش تنش‌ها در مدار صعودی قرار گرفته یا بازار در حال جبران جاماندگی خود از سایر بازارهاست؟
زیر سایه سیگنال‌های سیاسی
در روزهای اخیر، اخبار مرتبط با مذاکرات و احتمال کاهش تنش‌های سیاسی، اثر محسوسی بر انتظارات معامله‌گران گذاشته است. همزمان با افت نرخ ارز و کاهش نسبی قیمت طلا، بخشی از سرمایه‌ها به سمت دارایی‌های ریسکی‌تر از جمله سهام حرکت کرده‌اند. از نگاه برخی فعالان بازار، کاهش ریسک‌های سیاسی می‌تواند تا حدی انتظارات تورمی را تعدیل کند و در چنین شرایطی، بورس به‌عنوان بازاری که از منظر ارزندگی در وضعیت جذاب‌تری قرار دارد، مورد توجه قرار می‌گیرد. در همین چارچوب، بسیاری از تحلیلگران معتقدند بورس تهران در مقطع فعلی نسبت به بازارهای موازی جذابیت بیشتری پیدا کرده است. ارزش دلاری بازار سهام طی ماه‌های اخیر به یکی از پایین‌ترین سطوح تاریخی خود رسیده و همین موضوع باعث شد بخشی از سرمایه‌گذاران، بازار سهام را بازاری جامانده ارزیابی کنند. در شرایطی که بازارهایی مانند طلا، ارز و حتی برخی کالاها طی ماه‌های گذشته رشدهای سنگینی را تجربه کردند، بورس تهران نتوانست همپای سایر دارایی‌ها حرکت کند و همین مساله اکنون به یکی از مهم‌ترین دلایل ورود پول به بازار سهام تبدیل شده است. بسیاری از معامله‌گران بر این باورند که بازار سهام هنوز به تعادل جدید قیمتی نرسیده و بخشی از رشد روزهای اخیر در واقع جبران همین فاصله است. طی روزهای گذشته نیز به‌وضوح مشاهده شد که بخشی از سرمایه‌ها از صندوق‌های طلا و حتی صندوق‌های درآمد ثابت خارج و وارد بازار سهام شده‌اند. این وضعیت نشان می‌دهد نگاه بخشی از فعالان بازار نسبت به آینده کوتاه‌مدت بورس تغییر کرده است.
حسرت بازگشایی زودتر بورس
برخی فعالان بازار معتقدند اگر بورس زودتر باز می‌شد، روند فعلی حتی می‌توانست با قدرت بیشتری شکل بگیرد. بازار سهام نزدیک به ۸۰روز تعطیل بود و در این مدت، تحولات مهمی در اقتصاد و بازارهای موازی رخ داده است. بسیاری از نمادها فرصت واکنش به تغییرات نرخ ارز، گزارش‌های مالی شرکت‌ها، تحولات جهانی و حتی اصلاح قیمت‌ها را نداشتند و همین موضوع باعث شد پس از بازگشایی، بخشی از تقاضای انباشته وارد بازار شود. بر اساس اظهارات کارشناسی، توقف طولانی‌مدت معاملات باعث شد بورس برای مدتی از فرآیند طبیعی کشف قیمت جابماند و همین مساله پس از بازگشایی، خود را در قالب ورود سریع پول حقیقی‌ها و شکل‌گیری تقاضا سنگین نشان داد. از سویی گروهی دیگر از فعالان بازار می‌گویند، تعطیلی بورس در آن مقطع تصمیمی برای جلوگیری از رفتارهای هیجانی و حمایت از سهامداران خرد بوده است. در شرایطی که فضای سیاسی و اقتصادی با نااطمینانی‌های شدید مواجه بوده، باز بودن بازار می‌توانست به فشار فروش و خروج هیجانی سرمایه‌ها منجر شود. از این منظر، توقف معاملات فرصتی فراهم کرد تا بخشی از ریسک‌ها در فضای روانی بازار تخلیه شود و معامله‌گران با آرامش بیشتری به بازار بازگردند.
دوراهی هیجان و واقعیت
با وجود فضای مثبت روزهای اخیر، بسیاری از کارشناسان همچنان نسبت به تداوم رشد پرشتاب بورس محتاط هستند. آنها بخشی از رشد اخیر ناشی از هیجان اولیه بازگشایی و ورود کوتاه‌مدت نقدینگی است و بازار برای ادامه مسیر صعودی نیاز دارد بر پایه متغیرهای بنیادی حرکت کند. در هفته‌های آینده، گزارش‌های ماهانه شرکت‌ها، وضعیت سودآوری صنایع، روند نرخ ارز و همچنین تحولات سیاسی و مذاکرات، مهم‌ترین عواملی خواهند بود که مسیر بازار را مشخص می‌کنند. از سوی دیگر، بازگشت نااطمینانی‌ها یا تشدید ریسک‌های سیاسی می‌تواند بخشی از تقاضای فعلی را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل، بسیاری از معامله‌گران در شرایط فعلی علاوه بر متغیرهای بنیادی، تحولات سیاسی را نیز با دقت دنبال می‌کنند. 
در همین رابطه علیرضا خان‌محمدی، تحلیلگر بازارهای مالی، به بررسی وضعیت این روزهای بورس تهران پرداخت و اظهار کرد: شکل‌گیری موج تقاضا در بازار سهام متاثر از دو جریان اصلی یعنی تحولات بنیادی شرکت‌ها و سیگنال‌های سیاسی بوده است. این عوامل در کنار هم فضای فعلی بازار را شکل داده‌اند.
او گفت: آنچه در ماه‌های گذشته کمتر مورد توجه قرار گرفته، قدرت سودآوری و رشد عملیاتی بسیاری از شرکت‌ها بوده است. برخلاف برخی انتظارات اولیه مبنی بر اینکه تنش‌های سیاسی و شرایط خاص اقتصادی می‌تواند به افت تولید و اختلال در فروش منجر شود، گزارش‌های منتشرشده نشان داد بخش قابل‌توجهی از شرکت‌ها نه‌تنها با کاهش عملکرد مواجه نشدند، بلکه در برخی صنایع حتی رشد معناداری در فروش، نرخ‌های فروش و سودآوری تجربه شده است. تورم ساختاری اقتصاد نیز به‌طور ناخواسته به افزایش نرخ‌های فروش در بسیاری از صنایع کمک کرده و همین موضوع باعث شده حاشیه سود شرکت‌ها در سطح قابل قبولی حفظ شود. 
علیرضا خان‌محمدی افزود: پیش از بازگشایی بازار، فضای غالب در میان سرمایه‌گذاران تحت‌تاثیر ریسک‌های سیاسی و ترس از تشدید درگیری‌ها قرار داشت؛ به همین دلیل بخش قابل‌توجهی از سرمایه‌های خرد یا از بازار خارج شدند یا در وضعیت انتظار قرار گرفتنداین رفتار باعث شد بازار در مقطعی از تقاضای موثر خالی شود. اما با آغاز دوباره معاملات، انتشار گزارش‌های مالی و روشن‌تر شدن تصویر عملکرد شرکت‌ها، نگاه بنیادی دوباره به بازار بازگشت و بخشی از سرمایه‌ها به سمت سهام ارزنده حرکت کرد.
این کارشناس ادامه داد: در این میان، صنایع مختلف واکنش متفاوتی نشان دادند. به‌عنوان مثال، گروه‌های سیمانی، غذایی و دارویی به‌دلیل امکان افزایش نرخ فروش و تقاضای پایدار داخلی با اقبال بیشتری روبه‌رو شدند. در برخی از این صنایع، حتی افزایش نرخ‌های رسمی نیز به ثبت رسید که مستقیما در صورت‌های مالی شرکت‌ها اثر گذاشت. برخی شرکت‌های مرتبط با زنجیره فولاد و فلزات نیز به‌دلیل تغییرات در دسترسی به مواد اولیه یا کاهش سطح رقابت خارجی، شرایط بهتری نسبت به قبل پیدا کردند و همین موضوع به بهبود انتظارات از سودآوری آنها کمک کرد.
به گفته این تحلیلگر بازارهای مالی، نکته مهم این است که بازار سهام پیش از وقوع این تحولات نیز از منظر بنیادی در بسیاری از نمادها در محدوده ارزنده قرار داشت؛ اما سایه سنگین ریسک‌های سیاسی و عدم قطعیت‌ها اجازه بروز این ارزندگی را نمی‌داد. در واقع بخشی از سرمایه‌گذاران به‌دلیل پیش‌بینی تشدید تنش‌ها، از بازار خارج شدند و همین موضوع موجب شد بورس از موج رشد سایر بازارها جا بماند.
این کارشناس افزود: پس از بازگشایی بازار و فروکش نسبی هیجانات اولیه، موضوع سیگنال‌های سیاسی نیز به‌طور جدی وارد تحلیل معامله‌گران شد. اخبار مرتبط با احتمال کاهش تنش‌ها هرچند هنوز در وضعیت غیرقطعی قرار دارد؛ اما توانسته بر انتظارات کوتاه‌مدت بازار اثر بگذارد. از این رو بخشی از نمادها حتی بدون پشتوانه بنیادی قوی نیز بر اساس امید به بهبود شرایط سیاسی با افزایش تقاضا مواجه شدند. علیرضا خان‌محمدی با بیان اینکه بحث جاماندگی بازار سهام نسبت به سایر بازارها نیز نقش مهمی در شکل‌گیری جریان فعلی داشته است، بیان کرد: در دوره اخیر، بازارهایی مانند طلا، ارز و حتی برخی بازارهای کالایی رشدهای قابل‌توجهی را تجربه کردند؛ درحالی‌که بورس به‌دلیل تعطیلی و سپس فشار ریسک‌های سیاسی، از این رشد عقب ماند. همین اختلاف بازدهی باعث شده است بخشی از سرمایه‌ها با نگاه جبرانی وارد بازار سهام شوند.
او افزود: جریان سرمایه‌های خرد اخیر نیز این موضوع را تایید می‌کند. خروج پول از صندوق‌های درآمد ثابت و صندوق‌های طلا و ورود آن به سهام، نشان می‌دهد بخشی از سرمایه‌گذاران در حال بازتنظیم پرتفوی خود بر اساس شرایط جدید هستند.
با این حال، این ورود پول لزوما به معنای تثبیت روند صعودی نیست و می‌تواند در صورت تغییر انتظارات، رفتاری نوسانی داشته باشد.
این کارشناس گفت: از نگاه تحلیلی، بازار در حال حاضر در نقطه‌ای قرار دارد که هم تحت تاثیر جاماندگی قیمتی است و هم زیر سایه انتظارات سیاسی حرکت می‌کند. به همین دلیل، تفکیک دقیق سهم هر یک از این عوامل در رشد اخیر دشوار است. با این حال، آنچه اهمیت دارد این است که پایداری روند بازار در نهایت به دو متغیر کلیدی وابسته خواهد بود: تداوم بهبود در متغیرهای بنیادی شرکت‌ها و روشن‌تر شدن چشم‌انداز سیاسی کشور. تا زمانی که این دو متغیر به ثبات نرسند، بازار همچنان مستعد نوسانات رفت و برگشتی خواهد بود.

Submitted by maralronasi on