آیا شاخص به کف رسیده است؟

دو سناریو برای بازار بورس

یک کارشناس بازار سرمایه با اشاره به ارزندگی بورس گفت: اکنون برخی صنایع مانند دارویی‌ها با نسبت‌های قیمت به درآمد (P/E) در محدوده ۲ تا ۳ معامله می‌شوند که در مقایسه با میانگین‌های تاریخی بسیار پایین است و نشان‌دهنده ارزندگی قابل توجه است.

دنیای بورس: پس از چند هفته سقوط، امروز روند کاهشی بازار بورس متوقف شد و  شاخص کل با رشد همراه بود. مجید شجاعی، کارشناس بازار سرمایه، در گفت‌وگو با ما به بررسی دلایل ریزش‌ها، وضعیت ارزندگی سهام، نقش سازمان بورس و چشم‌انداز پیش‌روی بازار پرداخت.
شجاعی با اشاره به افت‌های اخیر بازار گفت: رشد چندی پیش بازار و عبور شاخص از محدوده ۴.۲ میلیون واحد ناشی از افزایش نرخ دلار بود، نه عوامل بنیادین در بازار. اما در هفته‌های اخیر؛ افزایش ریسک‌های سیاسی از جمله ناآرامی‌های داخلی، قطعی اینترنت و سایه درگیری نظامی موجب ریزش بورس و خروج سرمایه از بازار شد. به این ترتیب، شاخص کل طی در روزهای اخیر به محدوده سه میلیون و ۶۰۰ هزار واحد رسید که از منظر دلاری، ارزش بازار را به حدود ۷۸ میلیارد دلار رساند. سطحی در سال‌های پیش از ۱۳۹۸ نیز کمتر تجربه شده بود و می‌توان آن را از پایین‌ترین مقاطع تاریخی ارزش دلاری بازار دانست.
به گفته این کارشناس، زمانی که سهام از نظر دلاری در سطوح بسیار ارزنده معامله می‌شوند، به‌طور طبیعی از شدت فروش کاسته می‌شود؛ چرا که بسیاری از فروشندگان به این جمع‌بندی می‌رسند که در این قیمت‌ها فروش توجیه اقتصادی ندارد. در مقابل، بخشی از سرمایه‌گذاران نیز به سمت خرید متمایل می‌شوند.
شجاعی انتشار اوراق تبعی از سوی سازمان بورس را سیگنالی برای بازار دانست و گفت این اقدام معمولاً پیام حمایت به سرمایه‌گذاران می‌دهد و این تصور را تقویت می‌کند که نهادهای بزرگ، بانک مرکزی و حقوقی‌ها ممکن است در این سطوح از بازار حمایت کنند.
او تاکید کرد که از منظر ارزندگی، بازار در شرایط فعلی ارزنده است، در صورت تشدید ریسک‌های سیاسی یا سنگین‌تر شدن سایه جنگ، احتمالاً بازار در همین محدوده‌ها نوسان خواهد کرد و شاهد ورود قابل توجه پول حقیقی یا رشد معنادار ارزش معاملات نخواهیم بود. در مقابل، هرچه سیگنال‌های مثبت‌تری از مذاکرات یا کاهش تنش‌ها مخابره شود، شاخص می‌تواند سطوح بالاتری را پس بگیرد و حتی فراتر از آن حرکت کند و سهام به ارزش‌های دلاری و ذاتی خود نزدیک شوند.
این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه تحلیل شخصی او حاکی از رسیدن شاخص به محدوده‌های کف قیمتی است، گفت حتی در صورت وقوع جنگ نیز این شرایط دائمی نخواهد بود. هر جنگی پایانی دارد و پس از پایان آن، بازار نمی‌تواند برای مدت طولانی در این سطوح پایین باقی بماند.
شجاعی افزود: اکنون برخی صنایع مانند دارویی‌ها با نسبت‌های قیمت به درآمد (P/E) در محدوده ۲ تا ۳ معامله می‌شوند که در مقایسه با میانگین‌های تاریخی بسیار پایین است و نشان‌دهنده ارزندگی قابل توجه است.
وی در ادامه به انتقادات مطرح‌شده نسبت به عملکرد سازمان بورس و عدم حمایت از بازار اشاره کرد و گفت: انتظار از سازمان بورس برای دخالت در بازار نگاه غلطی است. وظیفه سازمان بورس توسعه ابزارها، نظارت بر تخلفات، افزایش شفافیت گزارش‌دهی شرکت‌ها، برگزاری صحیح مجامع و ساماندهی فعالیت نهادهای مالی است، نه دخالت مستقیم در معاملات.
شجاعی افزود: تجربه نشان داده اقداماتی نظیر محدود کردن دامنه نوسان یا، آوردن منابع و مداخلات مشابه، تنها روند طبیعی بازار را به تعویق می‌اندازد. به‌عنوان مثال، اگر شاخص قرار باشد طی یک هفته ۱۰ درصد افت کند، ممکن است با این مداخلات طی چهار هفته همان ۱۰ درصد کاهش را تجربه کند، اما در نهایت مسیر طبیعی خود را طی خواهد کرد.
او همچنین با انتقاد از تداوم دامنه نوسان محدود گفت این سیاست باعث شکل‌گیری صف‌های خرید و فروش سنگین شده و باید اصلاح شود تا بازار آزادتر و کاراتر عمل کند.
این کارشناس بازار سرمایه در پاسخ به این پرسش که در صورت وقوع درگیری نظامی آیا تعطیلی بازار اقدام درستی است، اظهار کرد: تصمیم‌گیری در این زمینه گاه فراتر از سازمان بورس و در سطح دولت و وزارت اقتصاد انجام می‌شود، اما به باور من بازار می‌تواند حتی در شرایط جنگی نیز به فعالیت ادامه دهد.
وی با اشاره به تجربه جنگ‌های اخیر در منطقه گفت در دوره‌های گذشته، حتی بورس برخی کشورهای منطقه و نیز اسرائیل فعال بوده‌اند و تعطیل نشده‌اند. به اعتقاد شجاعی، شاید در روزهای ابتدایی بحران برای کنترل هیجان بتوان محدودیت‌های موقت اعمال کرد، اما در مجموع بازار باید باز بماند تا نقدشوندگی ابزارهایی مانند صندوق‌های درآمد ثابت و صندوق‌های طلا حفظ شود.
او تاکید کرد: بازار باید باز بماند و تصمیمات درباره آن هم برعهده سازمان است. سازمان بورس نهادی مستقل تحت نظر شورای عالی بورس است و دولت نباید در تصمیمات آن مداخله مستقیم داشته باشد.
شجاعی در جمع‌بندی گفت در صورت کاهش ریسک‌های سیاسی، بازار می‌تواند رشد دلاری اخیر را جبران کرده و به ارزش‌های ذاتی نزدیک شود. اما مشکلات بازار سرمایه صرفاً با رفع ریسک سیاسی حل نخواهد شد.
به گفته وی، چالش‌هایی همچون ناترازی انرژی و قطعی برق و گاز، تداوم تحریم‌ها، افزایش هزینه‌های عملیاتی و صادراتی شرکت‌ها و همچنین نرخ‌های بالای بهره که تامین مالی را با نرخ‌های سنگین (تا محدوده ۴۲ درصد و حتی بالاتر) همراه کرده، از مهم‌ترین موانع بنیادی پیش‌روی بازار هستند.
این کارشناس نتیجه گرفت که برای دستیابی به رشد پایدار و بنیادی در بازار سرمایه، لازم است این چالش‌های ساختاری برطرف شود؛ در غیر این صورت، رشدهای مقطعی صرفاً جنبه دلاری خواهد داشت و از پشتوانه عمیق بنیادی برخوردار نخواهد بود.

Submitted by maralronasi on