به گزارش دنیای بورس به نقل از دنیای اقتصاد، درحالیکه کمتر از سه هفته تا پایان سال ۱۴۰۴ باقی مانده، فضای عمومی بازارهای دارایی بیش از هر زمان دیگری تحتتاثیر عدمقطعیتهای سیاسی و اقتصادی قرار گرفته است. تحولات ماههای اخیر، بهویژه اعتراضات و ناآرامیهای دیماه، معادلات پیشین را بر هم زد و عملا مسیر حرکت بازارها را تغییر داد به طوریکه آنچه پیشتر بهعنوان روندی قابل پیشبینی تلقی میشد، اینک جای خود را به رفتاری محتاطانه و نوسانی داده است. از این رو سرمایهگذاران در رویارویی با افزایش ریسکهای سیستماتیک، بهتدریج رویکرد تردید و احتیاط را در پیش گرفتهاند و بخشی از منابع خود را به سمت داراییهای کمریسکتر هدایت کردهاند. کاهش ارزش معاملات در بازار سهام و جذابیت بازارهای موازی همگی نشانههایی از تغییر فاز انتظارات به شمار میروند. در چنین شرایطی، تصمیمگیریهای سرمایهگذاری بیش از آنکه مبتنی بر تحلیلهای بنیادی باشد، ناشی از وضعیت ریسکهای پیشروست.
بورس تهران در هفتههای اخیر در مسیر نزولی حرکت کرده و نشانههای ضعف تقاضا در اغلب گروههای معاملاتی مشهود است. افت پیدرپی شاخصها، از دست رفتن سطوح حمایتی و کاهش ارزش معاملات، حاکی از نبود خریدار جدی است. در چنین فضایی، فشار فروش نهتنها در نمادهای بزرگ و شاخصساز، بلکه در سهام کوچکتر نیز جریان دارد. همزمان خروج پول حقیقی شدت گرفته و جریان نقدینگی به سمت گزینههای کمریسکتر متمایل شده است. رشد قیمت بازارهای موازی و افزایش نرخ بازدهی بدون ریسک، انگیزه حضور در بازار سهام را کاهش داده و بخشی از سرمایهگذاران ترجیح دادهاند تا روشنتر شدن چشمانداز متغیرهای سیاسی و اقتصادی از بازار فاصله بگیرند. تداوم این روند، عمق معاملات را کاهش داده و هر موج عرضه را به عقبنشینی محسوس در نماگرها تبدیل میکند.
سهامداران در شرایطی در بلاتکلیفی به سر میبرند که سیگنالهای متناقض از فضای سیاسی و اقتصادی کشور مخابره میشود. نبود چشمانداز شفاف از تحولات پیشرو، تصمیمگیری را دشوار کرده و بسیاری از فعالان بازار را در وضعیت انتظار نگه داشته است. برآیند گفتوگوی ما با تحلیلگران بازارهای مالی نشان میدهد حتی ارزندگی نسبی برخی سهام نیز نتوانسته محرک قدرتمندی برای بازگشت تقاضا باشد. کارشناسان معتقدند تا زمانی که عدم قطعیتها پایدار باشد و جریان خروج پول متوقف نشود، نمیتوان انتظار چرخش معنادار روند را در این بازار داشت. بورس برای خروج از این وضعیت، بیش از هر چیز به ثبات در متغیرهای کلان و بازگشت آرامش به فضای تصمیمگیری نیاز دارد.
آنچه در معاملات یکشنبه گذشت
بورس تهران در معاملات روز یکشنبه نیز در مسیر نزولی باقی ماند و شاخصهای سهامی برای سومین روز متوالی سرخپوش شدند. شاخص کل که دومین افت بیش از ۲ درصدی پیاپی را تجربه کرد، در نهایت تا سطح ۳میلیون و ۶۱۸ هزار واحد عقب نشست و همزمان با کانال ۳میلیون و ۷۰۰ هزار واحد هم خداحافظی کرد. از روز شنبه شاخص کل دو کانال مهم را از دست داده و در وضعیتی منفی قرار دارد. در روزهای اخیر تداوم فشار فروش و برتری عرضه بر تقاضا کاملا مشهود بوده است. عامل اصلی این عقبنشینی را باید در تشدید ریسکهای سیاسی و فضای مبهم حاکم بر متغیرهای کلان جستوجو کرد. واقعیت امر آن است که نااطمینانی نسبت به تحولات پیشرو، سرمایهگذاران را به سمت کاهش ریسک و خروج موقت از بازار سوق داده است. اگرچه در جریان معاملات دیروز بازگشت شاخص از کف روزانه ۳میلیون و ۶۱۲ هزار واحدی و جمع شدن بخشی از صفهای فروش، کورسوی امیدواری برای توقف افت در معاملات آتی را ایجاد کرد، اما همچنان این وضعیت به کاهش سطح نااطمینانیهای سیاسی وابسته است. از سویی شاخص هموزن نیز با کاهش ۱.۷۸ درصدی به سطح ۹۴۱ هزار واحدی رسید. در فرابورس نیز شاخص کل این بازار، ۱.۸۷ درصد از ارتفاع خود را از دست داد. مطابق با روزهای گذشته سهامداران حقیقی مجددا در صف فروش ایستادند. دیروز مبلغی به میزان ۲ هزار و ۶۸۶میلیارد تومان پول حقیقی از گردونه معاملات سهام خارج شد و ارزش معاملات خرد بازار سهام نیز به سطح ۹ هزار و ۷۰۲میلیارد تومان رسید که نسبت به روز شنبه با رشد بیش از ۱۲۷ درصدی روبهرو شد.
اسفند پر چالش؟
بازار سهام اسفند را پرچالش آغاز کرد و رنگ سرخ بر تابلوی معاملات غالب بود و شاخص کل از روز شنبه با افتی سنگین مواجه شده و شاخص هموزن نیز کاهش قابلتوجهی را ثبت کرده است. در همین رابطه محمد غفوری، تحلیلگر بازارهای مالی اظهار کرد: از منظر تحلیلی، افت شاخص هموزن و عقبنشینی آن به زیر مرز یکمیلیون واحد، سیگنالی نگرانکننده برای فعالان بازار محسوب میشود. این نماگر که تصویر دقیقتری از وضعیت عمومی سهام ارائه میدهد، پیشتر در صورت تثبیت بالای این سطح میتوانست نشانهای از بهبود وضعیت نمادهای کوچک و متوسط باشد. اما از دست رفتن این محدوده، امید به شکلگیری یک بازگشت قدرتمند را کمرنگ کرده است. در شرایط فعلی، عبور مجدد و تثبیت شاخص هموزن بالای یکمیلیون واحد میتواند بهعنوان یکی از پیششرطهای تغییر فاز بازار در نظر گرفته شود.
به گفته این کارشناس، در کنار ریزش شاخصها، کاهش محسوس ارزش معاملات نیز بر نگرانیها افزوده است. رسیدن ارزش دادوستدها به سطوح پایین و ثبت خروج قابلتوجه پول حقیقی، نشان میدهد اعتماد سرمایهگذاران همچنان تضعیف شده و تمایل به حضور فعال در بازار کاهش یافته است. وقتی بیش از ۹۰ درصد نمادها در محدوده منفی معامله میشوند، میتوان گفت بازار با نوعی فروش فراگیر مواجه است که ریشه در نگرانیهای حاصل از ریسکهای سیستماتیک است.
او با بیان اینکه تناقض قابلتوجهی در شرایط کنونی دیده میشود، گفت: بسیاری از شرکتها از منظر بنیادی و نسبتهای ارزشگذاری در سطوح جذابی قرار دارند و بازار از نظر تحلیلی ارزان به نظر میرسد. اما واقعیت این است که ارزانی بدون خریدار نمیتواند به تنهایی موتور رشد بازار باشد. در فضایی که ریسکهای سیاسی و اقتصادی در سطح بالایی قرار دارند و اخبار متناقض بر انتظارات سایه انداختهاند، سرمایهگذاران ترجیح میدهند جانب احتیاط را رعایت کنند.
محمد غفوری در ادامه اظهار کرد: تجربه سالهای گذشته نشان داده که بازار سرمایه در صورت کاهش ریسکهای سیستماتیک و بازگشت ثبات به متغیرهای کلان، توان جبران عقبماندگی و حرکت به سمت سطوح تعادلی را دارد. اما تا زمانی که جریان خروج پول متوقف نشود و اعتماد سرمایهگذاران احیا نشود، نمیتوان انتظار شکلگیری یک روند صعودی پایدار را داشت. در حال حاضر، بورس بیش از هر چیز به ثبات و اطمینان نیاز دارد؛ مولفههایی که اکنون در هالهای از ابهام قرار گرفتهاند.
ارزندگی بدون خریدار
دیروز هم معاملات با تداوم فضای منفی در بورس تهران به پایان رسید. شاخص کل که در ابتدای بهمن تا محدوده ۴میلیون و ۵۰۰ هزار واحد پیشروی کرده بود، اکنون زیر سطح ۳میلیون و ۷۰۰ هزار واحد قرار دارد. به گفته حجت سرهنگی، تحلیلگر بازارهای مالی ریشه این عقبنشینی را باید در تلاقی ریسکهای داخلی و خارجی جستوجو کرد. از ابهامات سیاسی و مذاکرات گرفته تا نااطمینانیهای اقتصادی و اجتماعی که انتظارات سرمایهگذاران را تحت تاثیر قرار داده است. او گفت: در چنین فضایی، محافظهکاری بر رفتار معاملهگران مشهود بوده و جریان نقدینگی به سمت ابزارهای کمریسکتر متمایل شد. رشد نرخ بازدهی صندوقهای درآمد ثابت و اوراق با سطوحی در محدودههای بالا، عملا رقیبی جدی برای بازار سهام ایجاد کرده و بخشی از سرمایهها را به خود جذب کرده است.
به گفته این کارشناس، از منظر ارزندگی، تصویر دیگری نیز قابل ترسیم است. ارزش دلاری بازار سهام به سطوحی پایینتر از میانگینهای تاریخی رسیده و بسیاری از شرکتها با نسبتهای قیمت به درآمد پیشنگر در محدودههای جذاب معامله میشوند. نزدیک شدن به پایان سال مالی شرکتها و برگزاری مجامع نیز میتواند به تدریج نگاه سرمایهگذاران را به سمت متغیرهای بنیادی معطوف کند. با این وجود، تجربه نشان میدهد که ارزندگی بهتنهایی محرک رشد پایدار نیست و بازار برای تغییر فاز، نیازمند کاهش ریسکهای سیستماتیک و بازگشت اعتماد است.
حجت سرهنگی با بیان اینکه در کوتاهمدت، به نظر میرسد بورس همچنان در وضعیت انتظار باقی بماند، اظهار کرد: تحولات سیاسی و سمتوسوی مذاکرات نقش تعیینکنندهای در جهت حرکت بازار داشته باشند. اگر ابهامات فعلی در هفتههای پایانی سال یا ابتدای سال آینده تا حدی تعدیل شود، زمینه برای بازگشت تدریجی تقاضا فراهم خواهد شد. در آن صورت، ابتدا نمادهای بزرگ و شاخصساز میتوانند پیشتاز رشد باشند و سپس موج تقاضا به سمت سهام کوچکتر سرایت کند. به بیان دیگر، بازار سهام در شرایطی قرار دارد که از یکسو با فشار نااطمینانی مواجه است و از سوی دیگر از منظر بنیادی در سطوحی قابل تامل ایستاده است. تعیین تکلیف متغیرهای کلان و بازگشت ثبات، میتواند این شکاف میان ارزنده بودن و نبود خریدار را پر کند. وضعیتی که از بهمنماه خودنمایی کرد و ممکن است تا هفتههای آینده نیز ادامه یابد.
شاخصها زیر فشار فروش عقبنشینی کردند؛
هتتریک منفی بورس
بورس تهران برای سومین روز متوالی با افت شاخصها همراه شد و شاخص کل با از دست دادن کانالهای مهم حمایتی به سطح ۳ میلیون و ۶۱۸ هزار واحد عقب نشست؛ فضایی که تحت تأثیر ریسکهای سیاسی و خروج مستمر پول حقیقی شکل گرفته است.