برندها سالهاست برای خریدن اعتبار، چکهای سنگینی در وجه چهرههای مشهور میکشند تا شاید لبخند آنها مشتری را قانع کند. اما در بلکفرایدی امسال، صرافی تبدیل علیه این فرمول کودتا کرد. آنها در یک قمار استراتژیک ۲۰۰ میلیارد تومانی، تصمیم گرفتند سلبریتیها را حذف کنند و بودجهای را که معمولاً صرف نمایش میشود، به شکلی متفاوت هزینه کنند. نتیجه؟ خلق بزرگترین جامعه آماری با دو میلیون شرکتکننده و توزیع ۲۵ میلیارد تومان جایزه نقد بین مردم.
شورش علیه مدلهای سنتی؛ وقتی کاربر سهامدار میشود
بیایید روراست باشیم؛ کاربران ایرانی از دیدن تبلیغات خستهاند. در بازاری که تورم و نوسان قدرت خرید را کاهش داده، دیدن یک اینفلوئنسر که با هیجان کاذب محصولی را تبلیغ میکند، دیگر جذابیت گذشته را ندارد. تیم مارکتینگ تبدیل این نبض اجتماعی را درست تشخیص دادند. آنها فهمیدند که در سال ۱۴۰۴، زبان مشترک مردم نفع مالی است. به همین خاطر استراتژی گنج قارون بر یک اصل ساده اما انقلابی بنا شد: بودجه مارکتینگ را به جای اینکه خرج فریاد زدن نام برند کنید، خرج ثروتمند کردن کاربر کنید.
وقتی کاربری تنها با یک کلیک در دیجیکالا یا ثبتنام در تبدیل، برنده طلا یا تتر میشود، او دیگر یک بیننده منفعل نیست؛ بلکه شریک تجاری کمپین است. این تغییر زاویه دید باعث شد لینکهای دعوت تبدیل مثل یک خبر داغ در گروههای خانوادگی بچرخند. مردم تبلیغ نمیکردند؛ آنها داشتند یک فرصت سودآور را به هم معرفی میکردند.

تفاوت پارادایمها در تبلیغات فینتک
جدول زیر نشان میدهد که چرا رویکرد جدید تبدیل، بازی را به نفع کاربر تغییر داده است:
دیجیکالا و تبدیل؛ مهندسی یک عادت جدید
انتخاب دیجیکالا به عنوان زمین بازی، هوشمندانهترین بخش این سناریو بود. دیجیکالا جایی است که مردم برای خرج کردن میروند. تبدیل دقیقاً در همین نقطه، پیشنهاد «بهدستآوردن» را مطرح کرد. این تضاد دراماتیک، کلید موفقیت بود. کاربری که در حال مقایسه قیمت کالاها بود، ناگهان با صندوقچهای روبهرو میشد که وعده BMW iX1 و ارز دیجیتال میداد. تبدیل با این حرکت، ارز دیجیتال را از فضای تخصصی تریدرها خارج کرد و آن را وسط زندگی روزمره مردم قرار داد. آمار ۵ میلیون امتیاز جمعآوریشده نشان میدهد که ترس عمومی از ورود به کریپتو، وقتی پای یک تجربه کاربری ساده و پاداش جذاب در میان باشد، به سرعت از بین میرود.
نمادی فراتر از یک خودرو؛ چرا BMW iX1؟
انتخاب یک خودروی برقی لوکس بهعنوان جایزه اصلی، پیامی فراتر از یک قرعهکشی ساده داشت. در روزهایی که اکثر کسبوکارها در لاک دفاعی فرو رفتهاند و کمپینها کوچک شدهاند، تبدیل با آوردن این خودرو روی صحنه اختتامیه، پیامی از جنس قدرت و آینده مخابره کرد. این جایزه فقط یک ماشین نبود؛ نمادی بود که نشان میداد مقیاس این صرافی جهانی است. وقتی کاربری میبیند که یک برند ایرانی توانایی اهدای چنین جایزهای را دارد، ناخودآگاه امنیت سرمایه خودش را تضمینشده میبیند.
پایانبندی: مرگ تبلیغات توخالی
کمپین گنج قارون فقط یک جشنواره فروش موفق نبود؛ یک نقطه عطف در تاریخ مارکتینگ ایران بود. این کمپین ثابت کرد که دوران خریدن توجه با پول تمام شده است. حالا برای وایرال شدن باید ارزش خلق کرد. ۲ میلیون نفری که در یک روز وارد این ماجرا شدند، نه به خاطر چهرههای مشهور، بلکه به خاطر احترامی که تبدیل برای وقت و مشارکت آنها قائل شد، به این برند پیوستند. تبدیل نشان داد که در صنعت فینتک، کار شما این است که جیب کاربر را پر کنید و اگر این وظیفه را به نحو احسنت انجام دهید، او قلبش را به برند شما میدهد. در نهایت این معاملهای است که هیچ سلبریتیای نمیتواند برای شما انجام دهد.