نسخه‌ای نوین برای گذر از هراس در بازار سرمایه؛

چالش سرمایه‌گذاران بورس

بازار سرمایه ایران در حالی فعالیت خود را پس از جنگ آغاز می‌کند که با چالش دشوار «هراس سرمایه‌گذاران» و رقابت با بازارهای سنتی (طلا و مسکن) روبروست. حسین کریمی، تحلیلگر بازارهای مالی، با نقد رویکردهای سنتی نظیر دامنه نوسان محدود، سه راهبرد «حذف محدودیت‌های معاملاتی»، «انتشار اوراق تبعی» و «شفافیت بی‌درنگ» را نسخه‌ای برای عبور از این بحران و احیای اعتماد عمومی می‌داند.

حسین کریمی تحلیلگر بازارهای مالی*
با نگاهی به جنگ تحمیلی اخیر و خسارت‌های وارده بر پیکره‌ صنایع و زیرساخت‌های کشور و نیز با در نظر داشتن مخاطراتی که افق اقتصادی آینده را تیره و تار ساخته است، بی‌گمان بازگشایی بازار سرمایه با چالش‌هایی دشوار و کم ‌سابقه روبه‌رو است. از جمله برجسته‌‌ترین این دشواری‌ها، هراس از خروج گسترده و شتابان سرمایه از بازار سهام است. در چنین فضایی، آن‌گاه که حافظه‌ تاریخی سرمایه‌گذاران خرد از تجربه‌های تلخ گذشته انباشته‌شده و اعتماد عمومی به ستوه آمده است، ضرورت دارد تا به مدد ابزاری نوین و اندیشه‌ای راهبردی اعتماد از دست رفته را بازیابی کرد. در سنت سرمایه‌گذاری ایرانیان، همواره سه کالا یعنی طلا، خودرو و مسکن نقش پناهگاه‌های امن و آشنا را ایفا کرده‌اند.
این اقلام نه ‌تنها در حافظه‌ جمعی نماد ماندگاری ارزش هستند، بلکه در کوتاه‌‌مدت نیز به‌دلیل ملموس بودن و امکان گریز از نوسان‌های حاد، بیشتر از سهام مورد توجه قرار می‌‌گیرند. بنابراین، در روزها و هفته‌های نخست پس از بازگشایی بورس‌نمی ‌توان انتظار داشت که نقدینگی تازه ‌نفسی با شور و اشتیاق روانه‌ بازار سهام شود؛ چراکه روحیه‌ محافظه‌‌کارانه بر تار و پود تصمیم‌های سرمایه‌گذاری غالب است.  لیکن این سخن به آن معنا نیست که بازار سرمایه همه‌ جذابیت خود را از دست داده است. به‌عکس، از حیث نسبت قیمت به درآمد و ارزش ذاتی دارایی‌های قابل معامله، سهام شرکت‌های ایرانی در زمره‌ ارزان ‌ترین و در عین حال ارزنده‌ترین گزینه‌های سرمایه‌گذاری برای عموم مردم جای می‌گیرد. اما این ارزانی ذاتی در شرایط کنونی، تنها در صورتی به محرکی برای ورود پول تبدیل می‌‌شود که با درمان ریشه‌ای بی‌‌اعتمادی همراه شود. بی‌ اعتمادی مذکور، حاصل انباشت تجربه‌های ناخوشایند سال‌های گذشته است؛ دوره‌هایی که مدیریت بازار سرمایه گاه با تصمیمات شتابزده، گاه با فقدان شفافیت و گاه با نادیده گرفتن اصول بنیادین حاکمیت شرکتی سرمایه‌‌گذاران خرد را در معرض زیان‌های سنگین و غیرمنتظره قرار داد. اینک مدیران و متولیان بازار سرمایه بی‌گمان خود را در دشوارترین آزمون دوران حرفه‌ای خویش می‌بینند؛ آزمونی که در آن سایه‌ سنگین جنگ همچنان بر فراز اقتصاد کشور گسترده است و بازارهای موازی -از سکه و طلا گرفته تا ارز و مسکن- با جاذبه‌ ذاتی خود، سرمایه‌ها را یک به ‌یک از بازار سهام می‌ ربایند.
با این حال اگر تصمیماتی درست، به‌موقع و مبتنی بر دانش روز اتخاذ شود، امکان مدیریت عرضه‌های هیجانی و جلوگیری از شکل ‌گیری فروش‌های زنجیره‌ای فراهم خواهد بود. یکی از کلیدی‌‌ترین و موثرترین سازوکارها برای تخلیه‌ سریع هیجان و جلوگیری از حبس شدن تقاضای فروش در صفوف سنگین، حذف یا تعلیق موقت دامنه‌ نوسان قیمت است. تجربه نشان داده که محدود کردن دامنه‌ نوسان برخلاف تصور رایج، نه تنها هیجان را فرو نمی‌نشاند، بلکه آن را در قالب صفوف بلند فروش حبس می‌کند. در چنین وضعیتی فشار فروش انباشته می‌شود و با هر روزی که می‌گذرد، ترس و تشویش به سایر سهامداران سرایت می‌کند.  آن‌گاه جمع‌ آوری این صفوف –که به مثابه سدهایی در برابر جریان سیال سرمایه عمل می‌کنند– می‌تواند هفته‌ها و حتی ماه‌ها به درازا انجامد و لطماتی جبران‌ناپذیر بر پیکر بازار وارد آورد. در مقابل، بازارهایی که دامنه نوسان را برمی‌دارند، اجازه می‌دهند تا قیمت‌ها در همان روزهای نخست تعادل واقعی خود را بیابند و فروشندگان اضطراری و خریداران فرصت‌طلب در کوتاه‌ترین زمان ممکن به توافق برسند. این رویکرد اگرچه در لحظه ممکن است کاهش شدید شاخص‌ها را به دنبال داشته باشد، اما از طولانی شدن التهابات و تبدیل بحران موقت به رکودی مزمن جلوگیری می‌کند.
ابزار کارآمد دیگر برای ایجاد اطمینان و بازگرداندن آرامش به سهامداران، انتشار اوراق تبعی ضمانت‌شده توسط نهادهای معتبر بازار سرمایه است. اوراق تبعی -یا همان اختیار فروش تضمینی- به سرمایه‌ گذار این حق را می‌‌دهد که در سررسید مشخص، سهام خود را با قیمتی از پیش تعیین‌شده به ناشر اوراق بفروشد. این سازوکار عملا یک کف قیمتی غیررسمی ایجاد می‌کند و به سهامدار می‌گوید: «حتی اگر بدترین سناریوها محقق شود، می‌توانی سرمایه خود را تا حد معینی حفظ کنی.» چنین اطمینانی در شرایط جنگی و پسا‌جنگی که تار و پود پیش‌ بینی‌ها از هم گسیخته است، می‌تواند نقشی حیاتی در جلوگیری از خروج دسته‌جمعی سرمایه ایفا کند. در حقیقت اوراق تبعی نوعی بیمه‌ی ضمنی برای سهام است و تجربه‌ جهانی نشان داده است که در زمان‌های آشوب اقتصادی، این ابزار بیش از هر راهکار دیگری می‌تواند اعتماد خرد سرمایه‌‌گذاران را جلب کند.  سومین رکن اساسی برای گذر از این وضعیت خطیر، شفافیت بی‌درنگ در اطلاع‌رسانی شرکت‌ها درباره‌ میزان سود و زیان واردشده به دارایی‌ها، زنجیره‌ تامین و روند تولید است. در فضای جنگ، بسیاری از شرکت‌ها - به‌ویژه آنهایی که در صنایع غذایی، دارویی یا ساختمانی فعالند - ممکن است با وجود تخریب‌های قابل توجه رکوردهای فروش بی‌سابقه‌ای را به ثبت برسانند. عواملی چون افزایش قیمت‌های جهانی، تغییر مسیرهای تجاری، نیاز فوری به بازسازی یا حتی انحصار موقت در تامین برخی کالاها می‌تواند سود آوری خیره ‌کننده‌ای را برای برخی بنگاه‌ها رقم بزند. اما اگر این اطلاعات به ‌موقع، شفاف و با جزئیات کافی در اختیار فعالان بازار قرار نگیرد، سرمایه‌گذاران ناگزیر بدترین سناریوها را پیش‌‌بینی می‌کنند و دست به فروش می‌‌زنند. 
در مقابل اگر صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای، گزارش‌های حسابرسی‌شده از خسارت‌ها و پیش‌بینی عملکرد آینده با صداقت و سرعت منتشر شود، پول نه تنها از بازار خارج نمی‌شود، بلکه به سوی سهامی که چهره‌ واقعی خود را نشان داده است، جریان می‌‌یابد.
در نهایت باید با تاکید تمام گفت که بازار سرمایه ایران در شرایط کنونی شاید ارزان‌‌ترین، جامانده‌‌ترین و در عین حال ارزنده‌‌ترین دارایی قابل معامله برای عموم مردم باشد. اما این قابلیت ذاتی -که ریشه در پایین بودن نسبت P/E، جایگاه رقابتی شرکت‌های صادراتی و پتانسیل بالای سودآوری پس از رفع تنش‌ها دارد- به‌دلیل سال‌ها مدیریت نادرست افکار عمومی و فقدان روایت‌پردازی درست، قدرت جذب نقدینگی را از دست داده است.  احیای این بازار نیازمند به‌کارگیری ابزارهای به‌روز، مدرن و بعضا ناآشنا برای ذهن سنتی حاکم بر نهادهای تصمیم‌گیر است؛ ابزارهایی چون صندوق‌های قابل معامله در بحران، قراردادهای آتی بر پایه شاخص، بازارهای اختیار معامله گسترده و به‌‌ویژه اوراق تبعی با پوشش ریسک پایین‌دست. تکرار تصمیمات تکراری و قدیمی نظیر تعلیق نمادها، تشدید دامنه نوسان در زمان بحران یا وعده‌های بی‌پشتوانه نه تنها گرهی از مشکلات نمی ‌گشاید، بلکه بر انباشت بی‌‌اعتمادی می‌‌افزاید.
امید است روزی فرارسد که بازار سرمایه ایران فارغ از فراز و نشیب‌های سیاسی و امنیتی، به‌عنوان اصلی‌ترین، کارآمدترین و دردسترس‌‌ترین بستر برای تامین مالی بلندمدت بنگاه‌های تولیدی و نیز به‌عنوان امن‌ترین مسیر برای سرمایه‌ گذاری آحاد جامعه شناخته شود. چنین روزی تنها با پذیرش این واقعیت به‌دست می‌‌آید که مدیریت بحران در بازار سرمایه هنری است ظریف و علمی دقیق. هنری که نیازمند شجاعت در تصمیم، صداقت در اطلاع‌‌رسانی و به‌کارگیری خلاقانه‌ ابزارهای نوین مالی است. اگر این مهم محقق شود، حتی در تاریک‌ترین روزهای نبرد اقتصادی نیز نور شفافیت و اعتماد می‌‌تواند راه را به سوی شکوفایی بگشاید.

Submitted by maralronasi on