به گزارش دنیای بورس به نقل از دنیای اقتصاد، اقتصاد بریتانیا در شرایطی قرار گرفته که کمتر نشانی از پویایی در آن دیده میشود. تورم در سطوح بالا باقی مانده و روندی افزایشی دارد، بدهیهای عمومی فزایندهاند و رشد اقتصادی همچنان کمرمق است. در کنار این عوامل، شوکهای بیرونی، از جمله پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فشار مضاعفی بر هزینهها و انتظارات وارد کرده است. در چنین فضایی، دولت کر استارمر نیز با وجود اکثریت قابلتوجه در پارلمان، نتوانسته تصویر روشنی از یک برنامه اقتصادی منسجم ارائه دهد. مجموعه این عوامل باعث شده تصویر کلی اقتصاد بریتانیا تیره و محتاطانه باشد.
با این حال، در دل این فضای نهچندان امیدوارکننده، یک استثنای مهم دیده میشود: «سیتی لندن». این مرکز مالی در قلب لندن نهتنها از شوکهای سالهای اخیر جان سالم به در برده، بلکه بار دیگر در حال تثبیت جایگاه خود بهعنوان یکی از مهمترین قطبهای مالی جهان است. اگر یک شرکت بخواهد حجم بزرگی از ارز را جابهجا کند، یا روی نرخهای بهره در اقتصادهای بزرگ شرطبندی کند، احتمال زیادی وجود دارد که به زیرساختهای مالی لندن متکی باشد. حتی در حوزههای تخصصیتری مانند بیمه نفتکشها یا قراردادهای پیچیده بیمهای، همچنان نقش لندن برجسته است. از منظر اکونومیست، نکته کلیدی این است که لندن فقط در حال حفظ جایگاه خود نیست، بلکه در حال جذب موج جدیدی از سرمایهگذاریهاست. شواهد این روند را میتوان در تصمیمات شرکتهای بزرگ مالی مشاهده کرد. بانک آمریکایی جیپی مورگان چیس در حال توسعه مقر اروپایی خود در منطقه «کنری وارف» است و سیتیگروپ نیز با سرمایهگذاری حدود ۱.۵میلیارد دلار، در حال بازسازی و تقویت حضور خود در این منطقه است. شرکتهای معاملاتی پیشرفته مانند جین استریت و سیتادل نیز بهطور فعال در حال گسترش حضور خود در سیتی هستند. این تحرکات تنها به توسعه دفاتر محدود نمیشود. برخی از بزرگترین شرکتهای مدیریت دارایی جهان نیز به خرید داراییها و شرکتهای بریتانیایی روی آوردهاند. بهعنوان نمونه، آپولو گلوبال منیجمنت و بروکفیلد در سالهای اخیر شرکتهای بیمه بریتانیایی را خریداری کردهاند. این روند نشان میدهد که لندن همچنان بهعنوان دروازهای برای دسترسی به بازارهای مالی اروپا و جهان تلقی میشود.
اهمیت این بازگشت سرمایه زمانی روشنتر میشود که به فضای بدبینانه سالهای پس از برگزیت نگاه کنیم. در آن زمان، بسیاری از تحلیلگران پیشبینی میکردند که لندن بخش قابلتوجهی از فعالیتهای مالی خود را از دست خواهد داد. شهرهایی مانند فرانکفورت، پاریس و آمستردام خود را برای جذب این فعالیتها آماده کرده بودند. حتی برخی برآوردها از احتمال انتقال صدها هزار شغل مالی به این شهرها خبرمیداد.
اما در عمل، این سناریوها تحقق نیافت. تعداد شاغلان در بخش مالی بریتانیا تقریبا ثابت باقی ماند و حتی تمرکز مشاغل پردرآمد در خود سیتی افزایش یافت. سهم خدمات مالی در اقتصاد بریتانیا به حدود ۸ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده و ارزش افزوده این بخش به بیش از ۲۲۰میلیارد پوند در سال بالغ شده است. صادرات خالص خدمات مالی نیز با رسیدن به حدود ۹۳میلیارد پوند، بریتانیا را در جایگاه نخست جهانی قرار داده است.
مزیتهای ساختاری
بخش مهمی از این موفقیت به مزیتهای ساختاری لندن بازمیگردد. این شهر طی قرنها بهعنوان یک مرکز مالی جهانی، شبکهای پیچیده از بانکها، شرکتهای حقوقی، حسابرسی و مشاوره ایجاد کرده است. این شبکه نهتنها گسترده بلکه بهشدت درهمتنیده است و همین موضوع باعث میشود بازسازی آن در سایر شهرها بسیار دشوار باشد.
از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی لندن نیز یک مزیت کلیدی به شمار میرود. این شهر در منطقهای قرار گرفته که امکان پوشش همزمان بازارهای آسیایی و آمریکایی را فراهم میکند. در نتیجه، بسیاری از معاملات جهانی میتوانند از طریق لندن و در یک بازه زمانی پیوسته انجام شوند. این ویژگی، بهویژه برای شرکتهای چندملیتی و سرمایهگذاران بزرگ، اهمیت بالایی دارد. در عین حال، رقابت در اروپا نیز آنچنان که انتظار میرفت شدت نگرفت. اگرچه شهرهایی مانند میلان و پاریس تلاش کردند بخشی از فعالیتهای مالی را جذب کنند، اما در عمل نتوانستند جایگزین کاملی برای لندن باشند. حتی گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد برخی از فعالیتهایی که به پاریس منتقل شده بودند، اکنون دوباره به لندن بازمیگردند.
در این میان، سیاستگذاری داخلی بریتانیا نیز نقش مهمی ایفا کرده است. دولت کارگری برخلاف برخی نگرانیها، مسیر اصلاحات را ادامه داده و از ایجاد شوکهای منفی برای بازارهای مالی پرهیز کرده است. سادهسازی مقررات بورس، تشویق صندوقهای بازنشستگی به سرمایهگذاری در داراییهای پرریسکتر و کنار گذاشتن مالیات اضافی بر سود بانکها، از جمله اقداماتی است که به بهبود فضای سرمایهگذاری کمک کرده است. با این حال، فرصتهای پیشرو هنوز بهطور کامل مورد استفاده قرار نگرفتهاند. در شرایطی که سرمایهگذاران جهانی بهدنبال کاهش وابستگی به بازار آمریکا هستند، اروپا بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. در این میان، لندن بهدلیل هزینههای نسبی پایینتر، بهویژه در حوزه نیروی کار، در مقایسه با نیویورک جذابیت بیشتری پیدا کرده است.
فرصت جدید
از سوی دیگر، نیاز فزاینده به سرمایهگذاری در حوزههایی مانند زیرساخت، دفاع و فناوریهای نوین، از جمله هوش مصنوعی، فرصت جدیدی برای بازارهای مالی ایجاد کرده است. با توجه به محدودیتهای مالی دولتها، بخش خصوصی باید نقش پررنگتری در تامین این منابع ایفا کند. در اینجا، لندن میتواند بهعنوان مرکز هماهنگکننده این سرمایهها عمل کند و نقش خود را در اقتصاد جهانی تقویت کند. با این حال، یک چالش مهم همچنان باقی است: نگاه دوگانه سیاستگذاران و افکار عمومی به بخش مالی. درحالیکه سیتی یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی بریتانیا محسوب میشود، گاه با رویکردی انتقادی مواجه است. برخی سیاستمداران خواهان افزایش مالیات بر این بخش یا محدود کردن درآمدهای آن هستند. مسیر آینده لندن به نحوه مواجهه با این چالشها بستگی دارد. اگر سیاستگذاران بتوانند میان تنظیمگری و حفظ جذابیت بازار تعادل ایجاد کنند، سیتی میتواند نقش پررنگتری در اقتصاد جهانی ایفا کند.
آنچه امروز مشاهده میشود، نشانهای از یک چرخش تدریجی است: بازگشت سرمایهها، افزایش حضور شرکتهای بینالمللی و تقویت زیرساختهای مالی. این روند نشان میدهد که برخلاف بسیاری از پیشبینیهای بدبینانه، لندن نهتنها موقعیت خود را از دست نداده، بلکه در حال بازتعریف نقش خود در نظام مالی جهانی است؛ نقشی که میتواند در سالهای آینده حتی پررنگتر نیز شود.
چرا لندن دوباره به مرکز معاملات جهانی تبدیل میشود؟
بازگشت پولهای بزرگ به «سیتی»
در دل فضای نهچندان امیدوارکننده اقتصاد بریتانیا، «سیتی لندن» به عنوان یک استثنای مهم دیده می شود؛ این مرکز مالی در قلب لندن نهتنها از شوکهای سالهای اخیر جان سالم به در برده، بلکه بار دیگر در حال تثبیت جایگاه خود بهعنوان یکی از مهمترین قطبهای مالی جهان است.