صندوق‌های سرمایه‌گذاری؛ در جست‌وجوی آلفا

سید فرهنگ حسینی
دو دهه از تصویب قانون بازار اوراق بهادار و کمی کمتر از آن، از تصویب قانون توسعه ابزارها می‌گذرد که صندوق‌های سرمایه‌گذاری با هدف تجمیع منابع، کاهش هزینه‌های معاملاتی، تنوع‌بخشی پرتفو‌ و بهره‌گیری از دانش حرفه‌ای، مدیریت حرفه‌ای و کاهش ریسک فعالیت خود را آغاز کرده و توسعه یافتند. بازار سرمایه ایران در سال‌های اخیر شاهد رشد چشم‌گیر صندوق‌های سرمایه‌گذاری بوده است. این صندوق‌ها در قالب‌های مختلفی همچون صندوق‌های سهامی، مختلط، درآمد ثابت و اهرمی قابل معامله (ETF) گسترش یافتند و امروز به یکی از مهم‌ترین ابزارهای مالی بازار سرمایه بدل شده‌اند.

گسترش روزافزون صندوق‌ها از یک‌سو نشانه‌ای از بلوغ تدریجی بازار و افزایش گرایش مردم به استفاده از ابزارهای حرفه‌ای و غیرمستقیم مدیریت دارایی است، اما از سوی دیگر تردیدهای جدی در خصوص عملکرد حرفه‌ای آنها و تضاد منافع سرمایه‌گذاران و مدیران سرمایه‌گذاری حقیقی و حقوقی و سایر ارکان مطرح شده است. کارمزدسازی، مهم‌ترین چالشی است که در دهه گذشته نیز به آن پرداخته شد و یک تحول جدی در صندوق‌های سرمایه‌گذاری صورت گرفت، حال نیز صندوق‌های سرمایه‌گذاری نیازمند یک تحول جدی است. از زمان راه‌اندازی صندوق‌ها در اواسط دهه ۱۳۸۰ تا اوایل دهه ۱۳۹۰ شاهد مدیریت صندوق‌ها توسط کارگزاری‌ها بودیم. موضوعی که سبب تضاد منافع بین کارمزدسازی معاملات و مدیریت دارایی‌های صندوق شد. در نتیجه آن ابتدا محدودیت و سقف‌هایی برای کارمزد معاملات برقرار شد و در نهایت به دلیل عدم رفع مشکل گردش بالا از سوی کارگزاری‌ها، مدیریت صندوق‌های سرمایه‌گذاری از کارگزاری‌های بورس سلب و به نهادهای دارای مجوز سبدگردان واگذار شد.

فلسفه وجودی یک صندوق حرفه‌ای، خلق ارزش افزوده برای سرمایه‌گذار است؛ ارزش افزوده‌ای که در قالب بازدهی فراتر از بازار یا کاهش ریسک تحقق می‌یابد. به بیان دیگر، اگر صندوق‌ها تنها همان چیزی را ارائه دهند که یک سرمایه‌گذار با ایجاد پرتفو می‌تواند کسب کند، دلیلی برای پرداخت کارمزد به مدیر صندوق وجود ندارد.

نگاهی به وضعیت فعلی صندوق‌های سرمایه‌گذاری در ایران نشان می‌دهد که رشد کمی آنها قابل‌توجه بوده است. اما سوال اساسی اینجاست که آیا توسعه کمی صندوق‌ها لزوما به معنای توسعه کیفی و کارآمدی آنهاست؟ واقعیت آن است که در رشد صندوق‌های با عملکرد ضعیف، بخش مهمی از این رشد مربوط به به‌کارگیری تکنیک‌های بازاریابی مالی، ریبیت، برگشت و تخفیفات کارمزد از سوی مدیریت صندوق‌ها بوده است، نه الزاما عملکرد درخشان مدیران آن.

Submitted by khanghahi on