دیده‌بان بورس چهارشنبه (6 آذر 98)

در تحلیل وضعیت امروز بورس تهران به طور هم‌زمان باید تقابل تحرک پول‌های جدید، برآوردها از گزارش‌های ماهانه، ریسک و فرصت سهام کالایی، الگوی کم‌رمق پایان هفته و صف‌آرایی بورس‌بازان را در نظر گرفت. نیروهایی که امکان عبور از مرز روانی 310 هزار واحد را تعیین خواهند کرد. در دیده‌بان امروز به وضعیت هر کدام از این عوامل از دید تحلیلی و بازاری پرداخته می‌شود.

دنیای بورس: شاخص کل بورس تهران یک بار دیگر پشت مرز روانی 310 هزار واحدی متوقف شد. این در حالی است که نشانه‌هایی از ورود آرام نقدینگی جدید به بازار سهام دیده می‌شود. اما تمرکز این پول‌ها بر سهام کوچک‌تر نتوانسته به شاخص کل برای تغییرات محسوس کمک زیادی کند. به طوری که طی یک ماه گذشته، شاخص هم‌وزن بیش از 15 درصد صعود کرده و شاخص کل فقط 2 درصد افزایش داشته است.

مقاومت ذهنی بورس تهران

بیش از 6 هفته است که شاخص سهام بین محدوده 300 تا 310 هزار واحد نوسان کرده و روز گذشته نیز با وجود آنکه برخی انتظار عبور از این مرز را داشتند، عبور از این سطح روانی که به لحاظ تکنیکالی نیز اهمیت پیدا کرده میسر نشد. حال با رسیدن به آخرین روز معاملات هفتگی که عموما با کم‌تحرکی بیشتر معامله‌گران همراه می‌شود، عبور از این مقاومت ذهنی دشوارتر شده است. این در حالی است که اخبار نسبتا مثبت از سهام بزرگ و شاخص‌ساز بورس تهران در یک وضعیت عادی می‌تواند به شکست حبس بازه‌ای اخیر منتهی شود.

وضعیت بورس‌بازان در آذر

برای پاسخ به این پرسش که چه تفاوتی با شرایط عادی داریم باید وضعیت فعالان بورسی و آرایش آنها را بررسی کنیم. به طور عمومی می‌توان دو نوع رویکرد را برای بورس‌بازان در این روزها متصور بود؛ گروهی که در سهام پرتحرک‌تر در نقش خریدار ظاهر می‌شوند و دسته‌ای که عمدتا نظاره‌گر نوسانات فعلی هستند و نقد ماندن را به خریدهای پرریسک ترجیح می‌دهند.

به عبارت دقیق‌تر، اکنون افراد قدیمی‌تر بازار که عمدتا نیز تمایلات بنیادی بیشتری دارند از ریسک‌های متعددی هراس دارند و همین امر باعث می‌شود زمین بازی آنها که عمدتا در سهم‌های بزرگ و سودساز کالایی است کم‌رمق بماند. یعنی با وجود خبرهای مثبتی که از بازار جهانی، نرخ دلار و بورس کالا می‌آید، تحرک جدی در سهام وابسته دیده نمی‌شود. به طوری که اگر معاملات سهام تازه‌وارد «کویر» که جنس متفاوتی با نمادهای سنتی کامودیتی دارد را حذف کنیم، ارزش معاملات گروه بزرگ فلزات اساسی حتی در میان پنج صنعت با بیشترین ارزش معاملات نیز قرار نمی‌گیرد.

اما تازه‌واردها و موج‌سواران بورسی که معمولا تمایلات تکنیکالی دارند در کدام جبهه فعالند؟ این گروه‌ها بر اساس تجربه یک سال اخیر که عمده سود بورس در سهام کوچک‌تر بوده، همچنان اقبال بیشتری به این نوع نمادها نشان می‌دهند (جالب توجه آنکه که بازدهی یک‌ساله شاخص کل 86 درصد و شاخص کل هم‌وزن 236 درصد است). فعالیت ضعیف معامله‌گران ارزشی در سهام بزرگ‌تر نیز این وضعیت را تشدید می‌کند؛ تا جایی که برخی فعالان قدیمی و حتی بنیادی نیز با فرض شناخت ذائقه بازار در سهام کوچک‌تر فعال شده‌اند. به نظر می‌رسد با توجه به آنکه گزارش‌های ماهانه آبان تغییرات سنگینی را نشان نمی‌دهد و بسیاری از تحلیل‌گران در انتظار بودجه سال 99 و وضعیت بازار ارز هستند، همچنان در کوتاه‌مدت این آرایش اخیر تغییر محسوسی نداشته باشد.

بدبینی بورسی به بودجه؛ توهم یا واقعیت؟

همانطور که اشاره شد یکی از دلایل عدم حضور سهامداران بنیادی به بازار و به ویژه در گروه کامودیتی نگرانی از بودجه است که احتمالا تا دو هفته آینده به مجلس داده می‌شود. پس از ادعاهای مقامات دولتی مبنی بر حذف وابستگی بودجه به نفت و هم‌زمان اصلاح قیمت بنزین که دو هفته قبل صورت گرفت، اکنون از نگاه این تحلیل‌گران ریسک افزایش قیمت حامل‌های انرژی افزایش محسوسی پیدا کرده است. بر این اساس، شرکت‌های بزرگ تولیدی که عمدتا انرژی‌بر هستند با تهدید جدی رشد هزینه‌ها مواجهند. همین امر باعث می‌شود عوامل مثبتی که در بازار جهانی و بورس کالا در جهت رشد قیمت فلزات صورت می‌گیرد، واکنش پایداری را از سوی بازار به همراه نداشته باشد (البته معاملات امروز پس از صعود دیشب بازار جهانی اهمیت ویژه‌ای برای تایید این فرضیات دارد).

هرچند این نوع تحلیل کاملا منطقی به نظر می‌رسد و از نقطه نظر اقتصادی، طبیعی است روند اصلاحات بودجه‌ای به سمت کاهش یارانه‌های انرژی رود، اما توجه به عوامل سیاسی می‌تواند چنین سناریویی را برای بودجه سال آینده کنار بگذارد. اولا مجلس برای انتخابات دور جدید آماده می‌شود و نمایندگان انگیزه بالایی برای مخالفت با طرح‌هایی که تغییرات قیمتی را برای نهاده‌های تولید ایجاد کند دارند. در سوی دیگر، نگرانی‌هایی که به دنبال ناآرامی‌های پس از سهمیه‌بندی بنزین ایجاد شد، ممکن است توقف اصلاحات اقتصادی را در دستور کار دولت قرار دهد. بنابراین، ریسکی که اکنون به طور منطقی پیش‌فرض تحلیل‌گران بورسی برای شرکت‌های کالایی است، می‌تواند به دلایل غیراقتصادی با واقعیت هم‌خوانی نداشته باشد. در این شرایط است که واکنش بورس تهران به ویژه با در نظر گرفتن سهم بالای شرکت‌های کامودیتی در شاخص کل جالب خواهد بود.  

گزارش‌های ماهانه ناجی سهام نمی‌شوند؟

هرچند به نظر می‌رسد گزارش‌های ماهانه با واکنش بیشتری از سمت بازار نسبت به ماه گذشته انجام می‌شود، اما حذف محرک‌های دسته‌جمعی نظیر افزایش نرخ‌های فروش به واسطه رشد دلار و فضای تورمی باعث می‌شود گزارش‌های عملکرد ماه آبان، شانس زیادی را برای موج‌سازی جدی در بازار نداشته باشند. بنابراین، رصد گزارش‌های این ماه بیشتر برای تک‌سهم‌ها اهمیت پیدا می‌کند تا فضای عمومی بازار سهام. 

تحلیل بنزینی بازار ارز

بازار ارز که طی یکی، دو هفته اخیر با تحرکاتی همراه و وارد کانال 12 هزار تومان شده با دو تحلیل کاملا متضاد مواجه است. از یک سو، برخی به انتظارات تورمی مردم (هرچند ناسازگار با مبانی اقتصادی) ناشی از اصلاح قیمت بنزین توجه کرده و از فرصت تقاضای فصلی دلار در این روزها استفاده کرده و به موج‌های صعودی دامن می‌زنند. از سمت دیگر اما، عوامل اقتصادی حداقل با مشاهدات فعلی نشان‌دهنده ناتوانی دلار برای تغییرات معنادار است. در این خصوص، دیروز طبق آمار رسمی منتشر شده، 19 میلیون لیتر (حدود 20 درصد) کاهش مصرف بنزین پس از سهمیه‌بندی داشته‌ایم. با توجه به آنکه ظرفیت تولیدی بنزین کشور حدود 110 میلیون لیتر در روز است، با مصرف فعلی (کمتر از 80 میلیون لیتر) حدود 30 میلیون لیتر بنزین مازاد برای صادرات در اختیار دولت قرار می‌گیرد که با یک حساب سرانگشتی می‌تواند بیش از 4 میلیارد دلار به درآمدهای ارزی سالانه کمک کند. بنابراین و با توجه به اثر غیرواقعی بنزین بر تورم می‌توان به لحاظ اقتصادی روند بازار ارز را متعادل ارزیابی کرد، هرچند بحث انتظارات قابل انکار نیست و همین سال گذشته با وجود عدم تایید متغیرهای اقتصادی، نرخ‌ها تا حدود 18 هزار تومان را نیز بر اساس جو بازار صعود کرد. البته اینکه در این روزها که به طور سنتی انتظار افزایش نرخ دلار در پاییز وجود دارد و بحث‌های مربوط به بنزین بهانه مناسبی برای دلالان محسوب می‌شود، چندان تب و تابی در بازار ارز دیده نمی‌شود، می‌تواند نگرانی‌ها از جهش قیمتی در این بازار را تقلیل دهد.

 

چشم بازار جهانی به خبر خوش صلح تجاری

در نهایت باید به بازار جهانی اشاره کرد که شب گذشته با پیام مهمی از سوی رئیس جمهور آمریکا مبنی بر نزدیک شدن واشنگتن و پکن به فاز اول توافق تجاری منجر به رشد قیمت‌ها شد. به این ترتیب، نفت بار دیگر بالای 63 دلار تثبیت شد و مس فاصله خود را تا 6000 دلار به حدود 50 دلار رساند و سایر فلزات نظیر آلومینیوم، سرب و روی رشدهای نزدیک به یک درصدی را تجربه کردند. باید دید نتیجه نهایی این مذاکرات به کجا می‌انجامد و واکنش بورس‌بازان به تحرکات مثبت بازار جهانی چه خواهد بود.  

Submitted by admin on